از خاک تا قاب؛ مقاومت ایران در برابر جنگ روایت‌ها

از خاک تا قاب؛ مقاومت ایران در برابر جنگ روایت‌ها

از خاک تا قاب؛ مقاومت ایران در برابر جنگ روایت‌ها

میدان جنگ امروز میان ایران و امریکا نه جغرافیایی است و نه حتی نظامی؛ این میدان، ذهن انسان معاصر است و در این میدان، هر قاب سینمایی، هر پرده نمایش و هر شعر حماسی ایرانی به منزله گلوله‌ای از نور است که تاریکی تبلیغ و تحریف را می‌شکافد. شاید پیروزی در این جنگ نه در سقوط دشمن، بلکه در دوام معنا باشد؛ معنایی که ایران توانسته با صداقت و پایداری آن را زنده نگه دارد.

گروه اندیشه: ناصر سهرابی در روزنامه اعتماد، یادداشتی نوشته با تیتر «از خاک تا قاب؛ مقاومت ایران در برابر جنگ روایت‌ها»، که در آن به موضوع نبرد روایت ها می پردازد. از نظر سهرابی «آنچه میان ایران و امریکا جریان دارد، نبردی برای معنا و تقابلی میان روایت‌های سلطه و روایت‌های مقاومت» است. این مطلب را در ادامه می خوانید: 

****

در جهانِ امروز، نبردها دیگر تنها با گلوله و باروت شکل نمی‌گیرند؛ در عصر تصویر و رسانه، میدان اصلی جنگ به ذهن و فرهنگ انسان‌ها منتقل شده است. آنچه میان ایران و امریکا جریان دارد، نبردی برای معناست؛ تقابلی میان روایت‌های سلطه و روایت‌های مقاومت.

در این میان، سینما به سنگر تازه ایران تبدیل شده، جایی که پایداری، ایمان و هویت در قاب تصویر جان می‌گیرند. جنگ ایران و امریکا را بسیاری صرفا نزاعی سیاسی میان دو دولت می‌بینند، اما واقعیت فراتر است؛ این نبرد، رویارویی دو نوع نگاه به انسان و جهان است.

یکی با تکیه بر قدرت اقتصادی، نظامی و رسانه‌ای، تلاش دارد تصویر خود از «جهان درست» را بر زمین تحمیل کند و دیگری با تکیه بر ایمان و استقلال فرهنگی، در برابر این سلطه ایستاده است. از همین منظر، جنگ به مفهوم سنتی خود دیگر معنای کافی ندارد،  جنگ امروز، جنگ روایت‌هاست. 

در این میدان، ایران به نماد ایستادگی فرهنگی بدل شده است. تحریم‌ها و فشارها نه ‌فقط اقتصاد، بلکه ذهن و روح جامعه را هدف گرفته‌اند؛ اما در واکنش، فرهنگ ایرانی شکل تازه‌ای از خلاقیت و خودباوری را آشکار کرده است. از شعر و موسیقی تا سینما، از گرافیک و بازی‌های رایانه‌ای تا رسانه‌های مستقل، همه درگیر پیکاری نامرئی با زورِ تصویر و القای بی‌هویتی‌اند. 

در میان همه این جلوه‌ها، سینما جایگاه ویژه‌ای یافته است. آنچه در سال‌های نخست پس از انقلاب، با فیلم‌های دفاع مقدس آغاز شد، به مرور به گونه‌ای از سینمای فلسفی و اجتماعی تبدیل شد؛ سینمایی که قهرمانانش نه‌تنها با دشمن خارجی، بلکه با بحران‌های درونی خود نیز می‌جنگند.

در «آژانس شیشه‌ای»، مقاومت معنای تازه‌ای می‌یابد؛ نه فریاد، بلکه تامل و پرسش از درست‌ بودن راه. در «چ»، تصویر سردار ایرانی در برابر دنیای آشوب، به نماد تعهد اخلاقی در دوران بی‌ثباتی بدل می‌شود و در «بادیگارد» یا «ایستاده در غبار»، پایداری نه بر اساس شعار، بلکه بر مدار انسانیت روایت می‌شود.

  این آثار نشان می‌دهند که مقاومت فرهنگی ایران، برخلاف تبلیغات رسانه‌ای غرب، خشک و بسته نیست؛ زنده، پرسشگر و صادق است. جنگ نرم از نگاه هنرمند ایرانی، مبارزه‌ای برای معنا و حقیقت است، نه نفی دیگری. 

در جهانی که رسانه‌ها واقعیت را می‌بلعند و تبلیغ را جای حقیقت می‌نشانند، سینمای ایران با روایت‌های انسانی و جزییات اخلاقی، نوعی ضدروایت خلق کرده است؛ روایتی که بر پایه انسانِ اندیشمند بنا می‌شود، نه بر اساس مصرف‌کننده بی‌هویت جهانی. 

از سوی دیگر، این تقابل فرهنگی به جهان نیز سرایت کرده است. فیلم‌های ایرانی در جشنواره‌های بین‌المللی، اغلب با استقبال منتقدان روبه‌رو می‌شوند، زیرا روح مقاومت در آنها جهانی است. مخاطبِ خارجی در چهره رزمنده یا پدر ایرانی، در واقع انسان معاصر را می‌بیند که میان واقعیت و وعده‌های رسانه‌زده مدرن گرفتار است.

به همین دلیل، سینمای ایران توانسته از مرزهای سیاسی فراتر رود و به زبان مشترک وجدان انسانی تبدیل شود.  در واقع، جنگ ایران و امریکا دیگر در سطح دیپلماسی یا نظامی جلوه ندارد، سال‌هاست که به جنگی بر سر معنا تبدیل شده است. امریکا با ماشین تبلیغاتی خود می‌کوشد ایران را در قالب‌هایی از پیش تعیین‌ شده بازنمایی کند؛ کشوری رازآلود، خطرناک یا غیرمنطقی. در مقابل، فرهنگ و هنر ایران پاسخی آرام اما موثر داده است: تصویر ملتی دارای عمق، ایمان و درک فلسفی از رنج و امید. 

در این میان، مفهوم ایستادگی به معنای ماندن در خاک نیست، بلکه به معنای ماندن در معناست. مقاومت ایرانی، همچون شعر حافظ و فیلم‌های فرهادی، از دل بحران، زیبایی می‌سازد. این زیبایی، همان نیرویی است که فرهنگ را در جهان متلاطم امروز زنده نگه می‌دارد. 

در نهایت، میدان جنگ امروز میان ایران و امریکا نه جغرافیایی است و نه حتی نظامی؛ این میدان، ذهن انسان معاصر است و در این میدان، هر قاب سینمایی، هر پرده نمایش و هر شعر حماسی ایرانی به منزله گلوله‌ای از نور است که تاریکی تبلیغ و تحریف را می‌شکافد. شاید پیروزی در این جنگ نه در سقوط دشمن، بلکه در دوام معنا باشد؛ معنایی که ایران توانسته با صداقت و پایداری آن را زنده نگه دارد.

۲۱۶۲۱۶

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *