جنگ روایت‌ها؛کدام صدا درباره واقعه اصفهان معتبرتر است؟

جنگ روایت‌ها؛کدام صدا درباره واقعه اصفهان معتبرتر است؟

جنگ روایت‌ها؛کدام صدا درباره واقعه اصفهان معتبرتر است؟

در هر جنگ نظامی، یک میدان دیگر نیز به همان اندازه فعال است؛ میدان روایت‌ها. اهمیت این نبرد کمتر از درگیری فیزیکی نیست زیرا برداشت افکار عمومی از یک واقعه گاهی در نتیجه‌ نهایی اثرگذارتر از خود عملیات نظامی است.

واقعه اصفهان ـ که برخی آن را «طبس دو» نامیدند ـ شاخصی از همین نبرد روایت‌هاست؛ماجرایی که بلافاصله پس از وقوع،روایت‌های مختلف، بعضاً پراکنده و حتی متناقض، از آن منتشر شد.

در چنین شرایطی، طبیعی است که افکار عمومی با پرسش‌های جدی مواجه شود. چه اتفاقی افتاد؟ واکنش نیروهای ایرانی دقیقاً چه بود؟ عملیات دشمن با چه هدفی انجام و چگونه متوقف شد؟

 تنوع این روایت‌ها نشان می‌دهد فضای رسانه‌ای، به‌ویژه در لحظات بحران، چقدر مستعد ابهام و آشفتگی است. اما در میان تمام این صداها، روایت امیر سرتیپ جهانشاهی، فرمانده نیروی زمینی ارتش، به‌دلیل جزئیات فنی، انسجام و هماهنگی با قواعد عملیات نظامی، تصویر روشن‌تری ارائه می‌دهد.

او توضیح می‌دهد که پیش از وقوع حادثه، احتمال عملیات دشمن در چند نقطه پیش‌بینی شده بوده و تیم‌های تخصصی پدافند در آماده‌باش قرار داشته‌اند. اشاره به استقرار سامانه‌های پدافندی در بیش از ۷۰۰ نقطه، و همچنین نقش محوری دانشکده پدافند هوایی شاهین‌شهر، نشان می‌دهد عملیات مقابله مبتنی بر رصد و پیش‌بینی قبلی بوده است.

بخش مهم روایت فرمانده نیروی زمینی ارتش، نقش امیر شهید مسعود زارع است؛ فردی که به‌عنوان یکی از دقیق‌ترین متخصصان پدافند هوایی شناخته می‌شد و تصمیم لحظه‌ای او در زمان و محل شلیک، نقطه تغییر مسیر عملیات دشمن شد. چنین جزئیاتی معمولاً تنها در روایت‌هایی دیده می‌شود که بر «فرایند واقعی عملیات» استوارند.

سخنان جهانشاهی در تلویزیون پاسخی است به پراکندگی روایت‌ها؛ روایتی که می‌تواند معیار سنجش روایت‌های دیگر قرار گیرد و به بازسازی تصویر شفاف‌تری از واقعه اصفهان کمک کند.

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *