مروری بر یک اختلاف

در زندگی اجتماعی معمولا با مسائلی سروکار داریم که هر دو سمت انسان های خطاکاری قرار دارند و هیچ کس حق مطلق نیست چون هیچ کس معصوم نیست. نتیجه همیشه هر طرف حرف درست و بهانه درستی علیه طرف دیگر دارد. در این مواقع یافتن اصولی که بر اساس آن اصول بتوان قضاوت کرد بسیار بسیار مهم است زیرا آدمی را از حیران شدن در کشاکش اختلافات نجات می دهد.
گروه اندیشه: دکتر علی سرزعیم در کانال تلگرامی خود به نام کانال دوستدار سقراط، با عنوان «مروری بر یک اختلاف»، به شیوه حل مسایل مورد اختلاف پرداخته است. این مطلب را در ادامه می خوانید:
****
در یکی از مدارس دولتی شهر تهران مساله ای رخ داد به این شرح که معلمی نمره پایانی را به نسبت ۱۲ و ۸ برای ورقه و مشارکت کلاسی در نظ گرفته است آنهم در دوره ای که کلاسها و آزمونها به شکل آنلاین (برخط) برگزار می شود. چون دانش آموزی تکلیفهایش را انجام نداده بود و برای معلم نفرستاده بود نمره ۱۲ می گیرد با ارفاق!. پدر و مادر وی به مدرسه مراجعه می کنند و خواهان افزایش نمره می شوند.
مدیر مدرسه سمت پدر و مادر را می گیرد و معلم را تحت فشار قرار می دهد که نمره را افزایش دهد. نهایتا معلم تحت فشار روانی شدید نمره را به ۱۵ افزایش می دهد. سپس ناراحتی این معلم موجب اختلاف و دلخوری می شود. کسی واسطه می شود و به مدیر می گوید چرا از معلم حمایت نکردید. مدیر می گوید ما سالهاست با این معلم مشکل داریم مثلا بچه ها را به کلاس خصوصی خود ارجاع می دهد به جای اینکه در کلاس مطالب را توضیح چند باره بدهد.
برای من موضوع بالا اهمیت چندانی ندارد ولی درس مهمی از این قضیه می توان آموخت و آن درس مهم این است که در مدل های ذهنی ما همیشه یک طرف حق مطلق و دیگری باطل مطلق است. ذهنیت ما در کودکی شکل گرفته و در کارتون های کودکی همیشه یک شخصیت خیلی بد و یک شخصیت خوب داریم. در فیلم های سینمایی نیز معمولا همین است که یک سمت داستان خوب است و سمت دیگر شریر و بدذات.
این ذهنیت که در کودکی شکل می گیرد در بزرگسالی به شدت مشکل ایجاد می کند زیرا در زندگی اجتماعی معمولا با مسائلی سروکار داریم که هر دو سمت انسان های خطاکاری قرار دارند و هیچ کس حق مطلق نیست چون هیچ کس معصوم نیست. نتیجه همیشه هر طرف حرف درست و بهانه درستی علیه طرف دیگر دارد. در این مواقع یافتن اصولی که بر اساس آن اصول بتوان قضاوت کرد بسیار بسیار مهم است زیرا آدمی را از حیران شدن در کشاکش اختلافات نجات می دهد.
مثلا کسانی که در دادگاه خانواده یا مشاوره خانواده کار می کنند به خوبی تجربه کرده اند که معمولا این گونه نیست که یک زن کاملا ناساز باشد و مرد کاملا سازگار و همراه و یا برعکس. هر کدام اشکالات و خطاهایی در قبال همدیگر در زندگی زناشوئی داشته اند. مهم این است که در دادگاه چگونه بین آن ها حکم داد یا در کار مشاوره چگونه راه برای سازش پیدا کرد.
در قضایای سیاسی هم همین است. مثلا اصلاح طلبان می گویند که حکومت تحول خواهان را سرکوب کرد. آنها هم می گویند اصلاح طلبان خطاهایی داشتند. تردیدی نیست یک سمت فرشته و سمت دیگر دیو نیست ولی مهم این است که چه مبنایی برای قضاوت داشته باشیم. در قضایای سیاسی مبنا و ملاک من قانون اساسی و حقوق اساسی تصریح شده در قانون است. کسانی دیگر مبنا و معیارهای دیگری داشتند و به آنها استناد می کردند مثل نظر ولی فقیه و امثالهم.
خلاصه هر وقت بحث اختلافی دیدید به لحاظ ذهنی این آمادگی را داشته باشید هر کدام بهانه ای از دیگری داشته باشد و آنگاه در پی یافتن اصل و معیاری باشید که بر اساس آن قضاوت کنید.
216216
دیدگاهتان را بنویسید